، از لحاظ جسمي و رواني است. براي يك دختر نوجوان، قاعدگي معنايي بيش از يك تغيير جسمي دارد. به تعبيري قاعدگي نشانه بلوغ جنسي و تبديلشدن از موقعيت يك دختربچه به موقعيت يك زن است. واكنش يك دختر به قاعدگي ممكن است به امور زيادي ارتباط پيدا كند. اگر تجارب اوليهاش از قاعدگي مطلوب باشد، برخورد مناسب و مثبتي از طرف والدين خود ديده باشد و اين تغيير را به عنوان يك تحول مثبت ناشي از سلامت جسمي خود بداند، اين اتفاق را بسيار مثبت ميبيند.
عواملي كه در پذيرش يا عدم پذيرش قاعدگي در دختران نقش دارند، عبارتاند از:
1) آگاهي دختران از اينكه قاعدگي نشان سلامت جسمي است و تاثير مثبت و مهمي در روند زندگي آينده آنها دارد.
2) نگرش منفي بسياري از زنان و دختران نسبت به قاعدگي.
3) نگرش منفي ديگران، از جمله دوستان، ناآگاهي آنان از اين تحول، عدم همدلي و همدردي اطرافيان، اجبار به پنهانكاري و سركوب.
4) دردهاي جسمي بهويژه در قاعدگيهاي اوليه مثل سردرد، كمردرد، شكمدرد و گرفتگي عضلات از جمله عواملي هستند كه در نگرش منفي دختران به قاعدگي نقش دارند.
5) تغييرات خلقي مانند تحريكپذيري، افسردگي، استرس و اضطراب از جمله مسايلي است كه در هنگام قاعدگي روي ميدهند و در اطرافيان بايد نسبت به اين تغييرات آشنايي لازم را داشته باشند.
در صورتي كه والدين آموزش ببينند و برخوردهاي معقولانه و درستي داشته باشند، ميتوانند در كنترل بسياري از واكنشهاي منفي دختران و زنان نسبت به قاعدگي موثر باشند.
خوشايندكردن شروع قاعدگي براي دختران، با دادن يك هديه كوچك به آنها در اولين قاعدگي. آموزش به دختران و زنان در خصوص اين تحولات، طبيعي جلوهدادن قاعدگي و مراجعه به پزشك در اولين قاعدگي براي كاهش درد ناشي از آن از عواملي هستند كه در سازش دختران نوجوان با پديده قاعدگي بسيار موثرند